سخت ترین مرحله تنهاییآنجاست که باید به همه ثابت کنی چقدر"قوی" هستی...!!! وبعد از آنکه تشویق هایشان تمام شد بگویی از خنده دلت درد گرفته و بروی روی "کاسه توالت " "تمام قوی بودنت"را بالا بیاوری تنهایی ات را گریه کنی....!!!...
ادامه مطلبسعی کن.... به هرقیمت..... "ملکه"باشی.....!!!!! حتی اگر قلمروت به اندازه ی "عرض شانه هایت" باشد!!!!!...
ادامه مطلبمیگن وقتی اسب بخواد از رودخونه یا رود رد بشه، اول آب رو گل آلود می کنه بعد رد میشه..."میدونین چرا؟"چون تصویر خودشو تو آب می بینه و تحت هیچ شرایطی پاشو رواون تصویر نمی ذاره؛ چون فکر می کنه که" هم نوع خودشه "توآب...در حالی که یه عکس بیش تر نیست.ولی ما آدما:روی "دل های همدیگه"، رو "شخصیت همدیگه"،رو" احساسات همدیگه" و روی کسانیکه دوستمون دارند ودوستشون داریم،خیلی ساده پا می ذاریم....
ادامه مطلب"دنیای من" دست خودت نیست زن که باشی گاهی.... رهایش میکنی.....وپشت سرش آب می ریزی.... وقناعت میکنی به "رویای حضورش"... به این امید که او "خوشبخت" باشد....!!!...
ادامه مطلبراستی زن بودن کار مشکلی است... مجبوری مانند یک" کدبانو" رفتار کنی همانند یک" مرد" کارکنی شبیه یک "دختر جوان" به نظر برسی ومثل یک "سالمند" فکر کنی...!!!...
ادامه مطلبنه "عاقدی" در کاربود نه کاغذی امضا کردیم نه قراردادی نوشتیم ولی چه" تعهد شیرینی" "دست هایش "مرا به" تمام آدم ها" حرام کرد...!!!...
ادامه مطلبکسانی هستند ک از خود می رنجانیم مثل "ساعت هایی" که صبح دلسوزانه زنگ میزنند و در میان خواب و بیداری بر سرشان "میکوبیم" وبعد میفهمیم ک "دیرشده است"...
ادامه مطلبآری نمی دانم چرا "من" نم زده است و"یار" رای عوض کرده است "راه" گویی هارشده است و"روز" به زور میگذرد وچه "سرد"است این درس اینجاست ک "مرگ" برایم گرم میشود...!!! چرا که "درد"همان درد است......
ادامه مطلبمن اگر "مرد "بودم دست زنی را می گرفتم پابه پایش فصل ها را قدم می زدم وبرایش از عشق و دلدادگی می گفتم تا "حداقل یک دختر" در دنیا از هیچ چیز نترسد...!!!...
ادامه مطلببرای "عاشق" تو شدن هیچ "بهانه ای" لازم نیست هرچه باشد میان این همه الفبا تنها "تویی"که حرف نداری...!!!...
ادامه مطلب